![]() شورا: همراهى و همگامى بچه های ناشنوایان با شورا به فراهم بودن بسترهاى مناسب فرهنگى و اجتماعى نياز دارد و فراهم كردن اين بسترها بيش از هر چيز بر عهده شوراست.
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 آرشیو موضوعی
اطلاعیه
اخبار اجتماعی وفرهنگی مذهبی ورزش تفریحی وگردش بخشنامه مناسبت کارآفرینی بازی وسرگرمی نرم افزار داستان عكس آشنايي باهيت مديره شورا آشنايي با تيم گروه ها نظرات و پيشنهادات اختراعات ويژه ناشنوا جستجو
پيوندها
خبرگزاری ناشنوایان سراسر کشور جزیره ناشنوا كانون ناشنوايان ايران بنیاد پزوهشهای ناشنوایان ایران كانون ناشنوايان استان زاهدان كانون ناشنوايان استان خراسان كانون ناشنوايان استان مازندران كانون ناشنوايان استان گلستان كانون ناشنوايان مراغه انجمن ناشنوايان ايران انجمن ناشنوايان كرج زبان اشاره ناشنوايان كانون ناشنوايان ماكو كانون ناشنوايان چالوس ونوشهر همنوايي با ناشنوايان عكسهاي ناشنوايان ايران كانون ناشنوايان كردستان ارتباطي شوراي جوانان استان خراسان شوراي جوانان استان تهران نوشته اي ازتصوير لادن صحرایی (ناشنوای هنرمند) تالار گفتگو گلهاي خاموش مراغه خبرگزاري دانشجويان ناشنواي سراسركشور كانون ناشنوايان رشت كانون ناشنوايان دزفول پیوند هیاهو و سکوت دوستدارعلم هستم(خانم نصرتي) ناشنواي سربداران(سبزوار) كانون ناشنوايان تبريز كانون ناشنوايان شيراز رازسكوت (مهردادشهامت ازتبريز) دنياي كم شنوايان شوراي جوانان استان قم فانوس مشکی پری نامه (قصه های اقیانوس) حرفی نو از جنس دل نجــــــوای صـــــــــمیمی ::طراح قالب:: |
شورای جوانان ناشنوای کرج
نیمه شعبان
دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامرأ» ديده به جهان گشود. (1) او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و همكنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (2) ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرمودهاند. (3) از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4)، بقية الله است (5) و مشهورترين آنها «مهدى» مىباشد. (6) پدرش، پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - و مادرش، بانوى گرامى «نرجس »است (7) كه بنام «ريحانه»، «سوسن» و «صقيل» نيز از او ياد شده است. (8) ميزان فضيلت و معنويست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه» خواهر امام هادى - عليه السلام - كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او مىناميد. (9) حضرت مهدى دو دوره غيبت داشت: يكى كوتاه مدّت (غيبت صغرى) و ديگرى دراز مدّت (غيبت كبرى). اولى، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصّه ادامه داشته و دومى، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد. (10)
تولد حضرت مهدى (ع) از ديدگاه علماى اهل سنتچنانكه در صفحات آينده توضيح خواهيم داد، اعتقاد به موضوع مهدويت اختصاص به شيعه ندارد، بلكه بر اساس روايات فراوانى كه از پيامبر اكرم (ص) رسيده، علماى اهل سنت نيز اين موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعاً تولد حضرت مهدى را انكار مىكنند و مىگويند: شخصيتى كه پيامبر اسلام از قيام او (پس از غيبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آينده تولد خواهد يافت! (11) با اين حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدّثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانستهاند. بعضى از پژوهشگران بيش از صد نفر از آنان را معرفى كردهاند. (12)
ديدار حضرت مهدى (ع)چنانكه در سيره امام حسن عسكرى - عليه السلام - بتفصيل نگاشتيم، از آنجا كه حكومت ستمگر عباسى، به منظور دستابى به فرزند آن حضرت و كشتن او، خانه امام را سخت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدى - عليه السلام - بر اساس طرح دقيق و منظمى كه پيشاپيش، از سوى امام در اين مورد ريخته شده بود، كاملاً به صورت مخفى و دور از چشم مردم (و حتى شيعيان) صورت گرفت. مستندترين گزارش در اين زمينه، از طرف «حكيمه» عمه حضرت عسكرى - عليه السلام - رسيده كه از نزديك شاهد تولد حضرت مهدى - عليه السلام - بوده است. اما بايد توجه داشت كه اين پنهانكارى به آن معنا نيست كه بعدها يعنى در مدت 5 - 6 سال آغاز عمر او، كه امام يازدهم در حال حيات بود، كسى آن بزرگوار را نديده بود، بلكه - چنانكه يك نمونه از آن را در زندگانى حضرت عسكرى نوشتيم - افراد خاصى از شيعيان در فرصتهاى مناسب و گوناگون به ديدار آن حضرت نائل مىشدند تا به تولد و وجود وى يقين حاصل كنند و در موقع لزوم به شيعيان ديگر اطلاع دهند. دانشمندان ما جريان اين ديدارها را به صورت گسترده گزارش كردهاند (13)، ولى شايد مهمترين آنها ديدار چهل تن از اصحاب امام عسكرى - عليه السلام - با آن حضرت باشد كه تفصيل آن بدين قرار بوده است: «حسن بن ايوب بن نوح» (14) مىگويد: ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسكرى - عليه السلام - رفتيم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعيد (يكى از وكلاى بعدى امام زمان) بپا خاست و عرض كرد: مىخواهم از موضوعى سؤال كنم كه درباره آن از من داناترى. امام فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس از مجلس بيرون نرود. كسى بيرون نرفت و مدتى گذشت. در اين هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپا خاست. حضرت فرمود: مىخواهيد به شما بگويم كه براى چه به اينجا آمدهايد؟ همه گفتند: بفرماييد. فرمود: براى اين به اينجا آمدهايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلى. در اين هنگام پسرى نورانى همچون پاره ماه كه شبيهترين مردم به امام عسكرى - عليه السلام - بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: «اين، امام شما بعد از من و جانشين من در ميان شما است. فرمان او را اطاعت كنيد و پس از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك مىشويد و دينتان تباه مىگردد...» (15). |+| مدیر وب سایت : خراسانی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 11:1
" مبعث "
نام : محمد لقب : مصطفی کنیه : ابوالقاسم نام پدر : عبدالله نام مادر: آمنه تاریخ ولادت : 17 ربیع الأول مدت امامت : 23 سال مدت عمر : 63 سال تاریخ رحلت : 28 صفر (11 ق)
ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد دل رمیده ما انیس ومونس شد نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد
بعثت» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منتگذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است. محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت می گذرانید . آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنید که او را امر به خواندن کرد . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد. آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند. هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت: مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم! و چون خديجه علت را جويا شد گفت: آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود،امشب من به پيامبري برگزيده شدم! خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت: من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي آورم. پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد. بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود : 1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد واگر آنها دعت پیامبر (ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند. 2- خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند. با مطالعه در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است. از بين بردن شرک ، احسان به والدين ، وفا به عهد الهي، عدم خيانت به مال يتيم ، اجتناب از همه زشتي ها، ممانعت از آدمي کشي ، صدق و راستي و دوري از دروغ ، ممانعت از فرزندکشي و... |+| مدیر وب سایت : خراسانی در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 10:16
شعار
شعار شورای جوانان ناشنوای کرج : ( ما ناشنواییم ، نه نادانیم ، نه ناتوانیم ) شیردل |+| مدیر وب سایت : خراسانی در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 11:7
مقاله از جزیره ناشنوا
دیوار زندگی ... اما
دست تقدیر به گونه ای دیگر سرنوشت و مسیرحرکت مرا رقم زد. تصویر من دیگر صاف و
یکدست در ذهن هیچ کس نقش نداشت. کاملاً برفکی بود. تصویر محبت و دلسوزی جای جوش و
خروش آتیه خوب و سربلندی را سخت گرفته بود. زمانه تمامی تقدیرهای بد زندگی خانواده
ام را به قدم نا میمون من مرتبط می کرد. همگان از من در ذهن شان مردی بیکار و بی
عار و افتاده در خانه ساختند. آخر من مشکل ... داشتم و بجای عصای دوران پیری
،سربار شخص دیگری شدم ... |+| مدیر وب سایت : خراسانی در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 8:52
|